صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 552744
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 85
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

رمز صبر انبیا

حسین

 

من که هستم سائلى بر خوان انعام شما

از ازل شیرین شده کام من از نام شما

اینکه من دیوانه باشم آن هم از عشق خدا

بوده در آغاز خلقت حُسن اقدام شما

گر شکسته بال مى‏خواهى بیا بنگر مرا

فطرسى بشکسته پر هستم سر بام شما

اى که گفتى آب کم جو تشنگى آور به دست

اى که مى‏ریزد عطش از باده جام شما

تشنگى خواهم من امشب اى خداى‏تشنگى

تا که جان خود فدا سازم براى تشنگى

بى سرو سامان شدم تا که تو سامانم دهى

کافر محضم من امشب تا که ایمانم دهى

بى سوادم بهره از قرآن ندارم ذره‏اى

آمدم اى روح قرآن فهم قرآنم دهى

زنده جاوید گردد هر که باشد کشته‏ات

دوست دارم تا بمیرم از دمت جانم دهى

فطرسم، حرّم، گنه کارم، پشیمانم حسین

آمدم تا طعم شیرینى ز گفتارم دهى

احتیاج من ندارد انتها اى ذوالکرم

مى‏برم نام تو را تا که شود اینجا حرم

اى که هستى محور حبّ و ولاى اهل بیت

عشق تو ما را نموده مبتلاى اهل بیت

بى تو نامى از خدا هم در میان ما نبود

بى تو مى‏افتاد از رونق صداى اهل بیت

اى که مردانه دل از پروردگارت برده‏اى

نیست عاشق بر تو مانند خداى اهل بیت

تا که نامت مى‏شود جارى به لبها یا حسین

جمع ما گیرد دگر حال و هواى اهل بیت

گر نبودى اسم غفّار خدا معنا نداشت

عفو و رحمت‏در میان ‏هر دوعالم جا نداشت

شد مدینه کربلا تا که به دنیا آمدى

مادرت شد مبتلا تا که به دنیا آمدى

مصطفى شد بوسه چین از حنجر وحلقوم‏تو

چشمها شد پر بکا وقتى به دنیا آمدى

گفت این طفل‏ازمن‏است‏ومن‏ازاویم‏بین‏جمع

رازها شد بر ملا وقتى به دنیا آمدى

بهترین معناى رحمان و رحیم امشب بود

مى‏دهد عیدى خدا وقتى به دنیا آمدى

عید عفو و رحمت آمد عید غفران آمده

ذکر تسبیح ملک زین پس «حسین جان»آمده

رمز صبر انبیاء عشق تو بوده یا حسین

نام تو صاحبدلان را دل ربوده یا حسین

میهمانى خدا گر خاص مى‏شد بر رسل

حق پذیرایى به روضه مى‏نموده یا حسین

اولین بارى که باب توبه واشد در جهان

نام زیباى تو این در راه گشوده یا حسین

هر که را حق از براى بندگى کرده جدا

نام تو بر قلب و جان او سروده یا حسین

جز سعادت نیست عاشق بر رُخ ماهت شدن

جز شهادت نیست راه خاک درگاهت شدن

حق آن لحظه که بوسیده پیمبر حنجرت

حق آن شورى که افتاده به قلب مادرت

حق بابایت على و گریه مردانه‏اش

حق آن جمعى که گردیده سراسر مضطرت

حق جبریل و سلامى که ز بالا آورد

حق فطرس آن دخیل گاهوار اطهرت

حق آن شیرى که از کام پیمبر خورده‏اى

حق اسمى که تو را گشته نصیب از داورت

یک گره بر دل بزن تا صد گره را واکنى

زشتى ما را به زیبایى خود زیبا کنى

 

                                                                               جواد حیدری

 

منبع سایت تبیان


يکشنبه چهارم 5 1388
X